|
10 جوک برتر امروز
* اولی: آقای دکتر، من فکر می
کنم عینک لازم دارم. دومی: بله حتما! چون این جا مغازه ساندویچ
فروشی است!
* یک حقیقت زندگی: هر چقدر به
دیگران کمک کنی چند برابر ش از جایی که فکرشو نمکنی بهت کمک
میشه میگی نه؟ شماره حساب منو یادداشت کن……….
* غضنفر هی نگاه به گوشیش میکرده
و میخندیده ، بهش میگن اس ام اس اومده ؟ میگه آره ، میگن چیه ؟
میگه یکی هی اس ام اس میده Low Battery !!!
* بچه از باباش می پرسه: بابا!
تو بهشت زنها از شوهراشون جدا زندگی می کنند یا با هم هستن؟
باباهه می گه: بچه جون! اگه زنها با شوهراشون یک جا باشن که
اونجا دیگه بهشت نمی شه!
* حیف نون زنگ می زنه ثبت احوال،
می گه: ببخشید، اونجا ثبت احواله؟ من امروز احوالم خیلی خوبه،
می خواستم ثبت کنم!
* توی یک مهمانی، یک خانمی رو می
کنه به حیف نون، می گه: به نظر شما من چند سالمه؟ حیف نون می
گه: گفتنش یک خورده مشکله، اما یک کم که دقیق می شم می بینم
اصلا بهتون نمی یاد!
* حیف نون می ره کارخانه چوب بری
استخدام بشه، آقاهه می پرسه: سابقه ای تو کار چوب بری داره؟
حیف نون می گه: من می تونم درختای گردو به قطر یک متر رو در
مدت یک دقیقه با تبر قطع کنم!
آقاهه خیلی تحت تاثیر قرار می گیره، می گه: این همه تجربه رو
از کجا آوردی؟
حیف نون می گه: از کویر لوت!
آقاهه می گه: مرد حسابی! کویر لوت درخت گردوش کجا بود؟!
حیف نون می گه: پس فکر کردی واسه چی دیگه اونجا درخت گردو پیدا
نمی شه؟!
* معلم: کی می دونه چرا هواپیما
پروانه داره؟
رضا: آقا اجازه؟ برای اینکه خلبان عرق نکنه!
معلم: از کجا فهمیدی؟
رضا: آقا اجازه؟ یه دفعه که ما داشتیم فیلم تماشا می کردیم،
دیدیم که وقتی پروانه هواپیما از کار افتاد، خلبانه خیس عرق
شد!
* یارو میره ته استخر تا میاد
بالا می گه : کاشی کاره عجب نفسی داشته !!!
* حیف نون رفته بوده تئاتر،
دوستش ازش می پرسه: چطور بود؟
حیف نون میگه: خوب بود، ولی آخرش رو نفهمیدم چی شد. قست اول که
تموم شد یک پلاکارد نشون دادن که نوشته بود: “پرده دوم، دو سال
بعد”
من دیگه حوصله نداشتم دو سال صبر کنم اومدم بیرون!
صفحه اصلی همه جوک ها |